|
|
|
|
فصلنامه بيماريهاي گياهي
فصلنامه كشاورزي داراي رتبه علمی - پژوهشی به زبان فارسي، انگليسي
سال چهل و يكم، شماره 1 (پياپي 161)، بهار 1384 212 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | اثر كودهاي آلي و شيميايي روي نماتود Meloidogyni javanica در خيار مهدي نصر اصفهاني ، عليرضا احمدي ص 1
چکيده | | کودهاي آلي، شامل کودهاي نپوسيده دامي، مرغي، کود سبز، کمپوست، کودهاي شيميايي (NPK) بطور جداگانه و در تلفيق با کودهاي آلي در کنترل نماتودهاي ريشه گرهي گونه ي غالب، Meloidogyne javanica روي خيار رقم P.S نشان داد که تلفيق کود مرغي و شيميايي (NPK) از موثرترين تيمارها در کاهش تعداد تخم و نوزاد نماتود در خاک و ريشه بوده است. همچنين کاهش جمعيت تعدادي از نماتودهاي انگلي ديگر و نيز ازدياد جمعيت نماتودهاي آزادزي نسبت به شاهد شده و بيشترين ميزان رشد و نمو گياه نيز در اين تيمار بود. تيمارهاي کود مرغي، تلفيق کودهاي حيواني و سبز با کودهاي شيميايي، کود حيواني، کودهاي سبز و کمپوست بترتيب در رده هاي بعدي قرار گرفتند. ساير تيمارها شامل کودهاي شيميايي NPK نيز اثرات اندکي در کاهش تعداد تخم و نوزاد نماتود M. javanica نسبت به شاهد داشتند .
کليدواژگان: نماتودهاي ريشه گرهي ، Meloidogyni javanica ، كودهاي آلي ، كودهاي شيميايي
| | |
 | گزارش نژاد جديدي از Plasmopara halstedii عامل بيماري سفيدك كركي آفتابگردان از ايران عزيزاله عليزاده ، سيامك رحمان پور ص 19
چکيده | | سفيدک کرکي از مهمترين بيماريهاي آفتابگردان در ايران به شمار مي آيد. به منظور شناسايي نژادهاي فيزيولوژيک قارچ عامل بيماري و تعيين پراکنش آنها 253 نمونه آلوده ميزبان با علائم بارز بيماري از 100 منطقه کشت آفتابگردان در طول سالهاي 1374 الي 1376 جمع آوري شد. اين مناطق در استانهاي گلستان، مازندران، آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل، همدان، لرستان، کردستان، کرمانشاه، مرکزي و تهران قرار داشتند. از نمونه هاي اسپورزا بعد از انتقال به آزمايشگاه بلافاصله سوسپانسيون زئوسپورانژيوم تهيه و روي رقم حساس رکورد مايه زني، تکثير و نگهداري شدند. نمونه هايي که به علت عدم وجود رطوبت کافي و دماي مناسب در منطقه کشت، اسپورزايي نداشتند ابتدا تحريک به اسپورزايي شده، سپس مورد استفاده قرار گرفتند. در نهايت 101 جدايه از 57 منطقه کشور براي تعيين نژاد با استفاده از لاينهاي افتراقي دريافتي از کشورهاي کانادا (HA-300، RHA-266، RHA-274، DM-2، DM-3، RHA-325، RHA-340) و فرانسه (HA-335 و HA-R5)انتخاب شدند. براي اين منظور گياهچه هاي سه روزه اين لاين ها با سوسپانسيون زئوسپورانژيوم (20 هزار زئوسپورانژ در هر ميلي ليتر) با روش غوطه ورسازي کامل گياهچه (whole seedling immersion=WSI) به مدت سه ساعت مايه زني گرديده، سپس به گلدانهاي حاوي مخلوط ماسه و پرليت منتقل شدند. واکنش لاين هاي افتراقي پس از گذشت دو هفته بر اساس اسپورزايي يا عدم اسپورزايي قارچ روي کوتيلدون ها و برگ هاي اصلي يادداشت برداري شد. بر اساس نتايج بدست آمده، اکثر جدايه ها عکس العمل مشابهي روي ارقام افتراقي نشان دادند که حکايت از وجود يک نژاد غالب در بيشتر مناطق نمونه برداري داشت. اين نژاد با نژادهاي شناخته شده دنيا (Gulya et al. 1998) متفاوت بوده و براي اولين بار از ايران گزارش مي شود. بعلاوه احتمال وجود دو پاتوتيپ ديگر، يکي با فراواني پايين در بيشتر مناطق و ديگري منحصرا در سه منطقه آلوده تشخيص داده شدند. تعيين طبيعت دقيق اين پاتوتيپ هاي احتمالي به مطالعات بيشتري نياز دارد.
کليدواژگان: آفتابگردان ، سفيدك كركي ، Plasmopara halstedii ، نژاد
| | |
 | ارزيابي جدايه هاي Trichoderma براي كنترل بيولوژيكي بيماري پژمردگي فوزاريومي خربزه آرزو اشرفي زاده ، حسن رضا اعتباريان ، حميدرضا زماني زاده ص 39
چکيده | | براي بررسي امکان کنترل بيولوژيکي Fusarium oxysporum f. sp. melonis عامل بيماري پژمردگي فوزاريومي خربزه پنج جدايه Trichoderma virensDAR 74290، T. harziaunm T39، T. harzianum M، T. viride و Trichoderm sp96 عليه قارچ عامل بيماري در شرايط آزمايشگاه و گلخانه مورد ارزيابي قرار گرفتند. براي بررسي فعاليت آنتاگونيستي جدايه هاي فوق آزمايش هاي مختلفي به کمک روش متقابل و سلوفان انجام گرفت. مساحت پرگنه قارچ عامل بيماري هر روز اندازه گيري و درصد کاهش رشد در مقايسه با شاهد محاسبه شد. به منظور بررسي اثر جدايه هاي آنتاگونيست در کاهش بيماري در شرايط گلخانه جدايه هاي Trichoderma در روي سبوس و قارچ عامل بيماري در روي دانه گندم رشد داده شد و به ترتيب به نسبت 10 و 14 گرم به ازاي هر کيلوگرم خاک با خاک گلدان ها مخلوط گرديد. درصد گياهان زنده 30 روز پس از کاشت در محاسبات آماري منظور گرديد. در آزمايش هاي گلخانه اي و آزمايشگاهي از طرح کامل تصادفي استفاده گرديد. کاهش رشد ميسليوم عامل بيماري در مقابل جدايه هاي آنتاگونيست ها به طور معني داري اختلاف داشت (P<0.01) و درصد کاهش رشد در مورد جدايه هاي Trichoderma بين صفر تا 100 درصد متغير بود. مواد مترشحه توسط T.virens DAR 74290 به طور کامل از رشد قارچ عامل بيماري جلوگيري نمود و خاصيت قارچکشي داشت. درصد گياهان زنده در گلدانهايي که فقط با Trichoderma تيمار شده بودند و همچنين شاهد بدون آنتاگونيست و عامل بيماري 100 درصد بود. اما درصد گياهان زنده در تيمارهاي تريکودرما به اضافه عامل بيماري نسبت به شاهد سالم از 5.3 تا 61.06 درصد متغير بود. جمعيت عامل بيماري (cfu/g) در خاک گلدان ها در خلال آزمايش تقريبا ثابت ماند اما جمعيت جدايه هاي مختلف تريکودرما به مقدار جزئي کاهش يافت.
کليدواژگان: پژمردگي فوزاريومي ، كنترل بيولوژيك , Fusarium oxysporum , Trichoderma , f , sp , melonrs ، خربزه
| | |
 | بررسي مدل رقابتي عكس علمكرد گندم در برابر علف هرز چاودار در منطقه ورامين عليرضا عطري ، محمدعلي باغستاني ص 59
چکيده | | قدرت رقابتي گندم در مقابل چاودار طي آزمايشي در سالهاي زراعي 80-79 و 81-80 در مزرعه تحقيقاتي موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي در منطقه ورامين مورد بررسي قرار گرفت. آزمايش در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با 24 تيمار و 4 تکرار انجام شد. الگوي طرح رقابتي فاکتوريل دو متغيره در نظر گرفته شد. تيمارها شامل کشت هاي خالص گندم در تراکم هاي 350، 450، 550 و 650 و چاودار در تراکم هاي 10، 30، 50 و 70 بوته در مترمربع و کليه ترکيبات تراکمي بين گندم و چاودار بود. در اين بررسي قدرت رقابتي گندم رقم مهدوي در مقابل چاودار با استفاده از مدل عکس عملکرد مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج آزمايش نشان داد که در شرايط بارندگي کم، چاودار داراي قدرت رقابت قوي تري نسبت به گندم مي باشد. در مقابل با افزايش ميزان بارندگي گندم تنوانست رقابت نسبتا برابري با چاودار نشان دهد. عملکرد بيولوژيک و اقتصادي گندم در سال اول تحت تاثير رقابت برون گونه اي تا رقابت درون گونه اي قرار گرفت. در سال دوم بدليل بارندگي بيشتر، رقابت درون و برون گونه اي گندم و چاودار با يکديگر تقريبا برابري نمود. تاثير رقابت چاودار بر عملکرد اقتصادي همواره بيشتر از عملکرد بيولوژيکي آن بود. محاسبه ضرايب رگرسيوني نشان داد که اثر هر بوته چاودار بر عکس عملکرد دانه گندم در سال اول و دوم به ترتيب معادل 3 و 1.2 بوته گندم از نظر رقابتي بود. نتايج نشان داد که هر 0.36 و 0.9 بوته چاودار اثري معادل يک بوته گندم برعکس عملکرد دانه گندم در سال اول و دوم داشت.
کليدواژگان: رقابت ، مدل عكس عملكرد ، فاكتوريل دو متغيره
| | |
 | اثرات آللوپاتي ( دگرآسيبي ) سه گونه درمنه روي جوانه زني بذر و رشد گياهچه تاج خروس وحشي بتول صمداني ، محمدعلي باغستاني ص 73
چکيده | | به منظور بررسي اثر بازدارندگي ترکيبات آللوپاتيک موجود در عصاره برگ گونه هاي Artemisia siebery، A. auchary و A. scoparia بر جوانه زني بذر و رشد گياهچه علف هرز تاج خروس، آزمايشي به صورت فاکتوريل در قالب طرح کاملا تصادفي با سه تکرار انجام شد. تيمارهاي آزمايش شامل سه گونه درمنه و نه سطح (0، 6250، 10000، 12500، 40000، 20000، 80000، 125000 و 162500 پي پي ام) عصاره گونه هاي مختلف درمنه بود. نتايج نشان داد که تاثير گونه هاي مختلف درمنه روي ميزان جوانه زني و طول ريشه چه و ساقه چه نورسته تاج خروس متفاوت بود. گونه اوشري بيش از ديگر گونه هاي درمنه اثر بازدارندگي بر جوانه زني تاج خروس داشت. غلظت 80000 پي پي ام عصاره گونه هاي اسکوپاريا، اوشري و سيبري بترتيب ميزان جوانه زني تاج خروس را در مقايسه با شاهد آب مقطر 36.1، 86.3 و 82.5 درصد کاهش دادند. با افزايش مقادير عصاره گونه هاي اوشري، اسکوپاريا و سيبري، طول ريشه چه و ساقه چه تاج خروس، بطور نمايي کاهش يافت. گونه اوشري بيشترين اثر و گونه اسکوپاريا کمترين اثر را روي اين متغيرها داشت. تاثير عصاره گونه هاي مختلف درمنه روي ريشه چه تاج خروس بيش از ساقه چه بود. مقادير لازم عصاره اوشري براي 50 درصد کاهش طول ريشه چه و ساقه چه تاج خروس بترتيب 19520 و 21960 پي پي ام بود .
کليدواژگان: آللوپاتي ، درمنه گونه هاي اسكوپاريا ، سيبري و اوشري ، تاج خروس وحشي
| | |
 | تاثير كشت گياهان پوششي زمستانه چاودار ، ماشك گل خوشه اي و مخلوط آنها بر تراكم و زيست توده علف هاي هرز پاييزه خاكشير تلخ و شاهتره بتول صمداني ، مجيد رنجبر ، حميد رحيميان ، محمدرضا جهانسوز ص 85
چکيده | | به منظور بررسي تاثير کشت گياهان پوششي زمستانه بر تراکم و زيست توده علف هاي هرز خاکشير تلخ(Sisymbrium officinalis) و شاهتره (Fumaria vaillantii)، در سال هاي زراعي 79-1378 و 80-1379 آزمايشي در مزرعه مرکز تحقيقات کشاورزي ورامين با استفاده از طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار انجام شد. تيمارهاي اين آزمايش تک کشتي چاودار، تک کشتي ماشک گل خوشه اي، مخلوط چاودار و ماشک و شاهد بدون گياه پوششي بودند. تيمار تک کشتي چاودار و مخلوط آن با ماشک زيست توده بيشتري نسبت به تک کشتي ماشک داشتند. کمترين ميزان درصد نور عبوري از کانوپي گياهان پوششي، در تيمارهاي چاودار و مخلوط چاودار و ماشک مشاهده شد، بطوريکه ميزان عبور نور از کانوپي آنها به ترتيب 2.5 و 2.3 درصد بود و در ماشک 7.2 درصد بود. مالچ زنده چاودار، ماشک و مخلوط دو گياه پوششي 120 روز پس از کشت، در سال اول به ترتيب 94، 56 و 89 درصد تراکم خاکشير، 94، 38 و 95 درصد زيست توده خاکشير و 98، 36 و 99 درصد زيست توده شاهتره را در مقايسه با شاهد کاهش دادند. شاهتره در سال دوم علف هرز غالب مزرعه نبود. در اين سال مالچ زنده چاودار، ماشک و مخلوط دو گياه پوششي 120 روز پس از کشت، به ترتيب 58، 47 و 69 درصد تراکم خاکشير و 70، 67 و 72 درصد زيست توده خاکشير را در مقايسه با شاهد کاهش دادند. بطورکلي مالچ زنده گياهان پوششي مي تواند موجب کاهش رقابت علف هاي هرز با گياه اصلي در کشت دوم مانند صيفي جات و يا در باغ ها در ابتداي فصل بهار شده و همچنين ممکن است باعث کاهش بانک بذر اين دو گونه علف هرز در خاک گردد.
کليدواژگان: گياه پوششي ، مالچ ، علف هرز ، زيست توده ، خاكشير تلخ و شاهتره
| | |
 | اثر بر همكنش تراكم سوروف ( Echinochloa crus - galli ) و مقادير نيتروژن روي رشد و عملكرد برنج در كوشكك ، استان فارس سيدعبدالرضا كاظميني ، حسين غديري ص 95
چکيده | | به منظور بررسي اثر تراکم هاي سوروف و برنج و چگونگي تاثير آنها بر رشد و عملکرد برنج در سطوح مختلف کود نيتروژن مطالعه اي در سال زراعي 1377-1376 در مزرعه ايستگاه تحقيقات دانشکده کشاورزي دانشگاه شيراز (کوشکک) انجام شد. در اين مطالعه تاثير 5 سطح تراکم علف هرز سوروف (صفر، 10، 20، 30 و 40 بوته در مترمربع) بر برنج رقم چمپا کامفيروزي در چهار سطح مختلف کود نيتروژن (صفر، 40، 80 و 120 کيلوگرم نيتروژن خالص در هکتار) و دو سطح فاصله بوته برنج (20×20 و 25×25 سانتيمتر) در قالب طرح کرت هاي دو بار خرد شده بررسي شد و نتايج مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت. از بين اجزاي عملکرد برنج، تعداد پانيکول در هر بوته و تعداد دانه در هر بوته بطور معني داري افزايش يافت. با افزايش تراکم سوروف عملکرد دانه کاهش يافت. با افزايش کود نيتروژن، عملکرد دانه برنج افزايش يافت اما بين سطوح 80 و 120 کيلوگرم نيتروژن در هکتار اختلاف معني داري مشاهده نشد. با اضافه شدن کود نيتروژن کارايي کود کاهش يافت، يعني افزايش تراکم سوروف موجب کاهش بهره وري برنج از نيتروژن اضافي شد. بنابراين افزايش کود نيتروژن نه تنها قادر نيست اثر منفي رقابت علف هرز سوروف را رفع نمايد بلکه باعث افزايش قدرت رقابت علف هرز نسبت به گياه زراعي مي شود. در واقع کاهش عملکرد دانه برنج، بيشتر تحت تاثير تراکم علف هاي هرز قرار مي گيرد تا کمبود کود نيتروژن.
کليدواژگان: رقابت ، سوروف ، نيتروژن ، تراكم
| | |
 | بررسي احتمال پتانسيل آللوپاتي ( دگرآسيبي ) شبدر ايراني و برسيم بر رشد گياهچه علفهاي هرز پيچك ، تاج خروس ، چاودار و خردل وحشي فريبا ميقاني ، جواد خلقاني ، مه لقا قربانعلي ، مرتضي نجف پور ص 107
چکيده | | اين پژوهش، به منظور مقايسه پتانسيل احتمالي آللوپاتي عصاره هاي شبدر ايراني و برسيم بر رشد گياهچه هاي علفهاي هرز پيچک، تاج خروس، چاودار و خردل وحشي صورت گرفت. بخش هوايي دو گونه شبدر (شبدر ايراني و شبدر برسيم) در مرحله گلدهي، جمع آوري و خشک شد. به 5 گرم ماده خشک شده، 150 ميلي ليتر آب (براي عصاره آبي) يا متانول (براي عصاره آلي) افزوده شد و 12 ساعت در دماي اتاق روي همزن مکانيکي قرار گرفت. سه غلظت عصاره آبي و آلي، يعني 33.3 گرم در ليتر (غلظت 1)، 16.7 گرم در ليتر (غلظت 0.5) و 8.3 گرم در ليتر (غلظت 0.25) تهيه گرديد. بذرها در ظروف پتري محتوي اين عصاره ها قرار گرفتند. آب مقطر، بعنوان شاهد مورد استفاده قرارگرفت. پس از دو هفته، طول هيپوکوتيل و ريشه گياهچه هاي علفهاي هرز تعيين شد. بطورکلي، با افزايش غلظت عصاره هاي آبي و آلي هر دو گونه شبدر، رشد ريشه گياهچه هاي علفهاي هرز، روند رو به کاهشي نشان داد. بيشترين و کمترين کاهش رشد ريشه، به ترتيب در "تاج خروس" و "پيچک" مشاهده گرديد. پاسخ هيپوکوتيل گياهچه ها، برحسب گونه علف هرز و نوع عصاره، متغير بود. بيشترين و کمترين کاهش رشد هيپوکوتيل، به ترتيب در "خردل وحشي" و "پيچک" مشاهده گرديد. در مقايسه با عصاره آبي، عصاره آلي، اثر بازدارندگي بيشتري بر رشد گياهچه علفهاي هرز داشت. در مقايسه با شبدر ايراني، شبدر برسيم بازدارنده قويتر رشد گياهچه علفهاي هرز بود. بدين ترتيب، بنظر مي رسد مقدار آللوکميکالها در اين دو گونه شبدر، با يکديگر متفاوت است. در بين علفهاي هرز، پيچک تحمل بيشتري نسبت به آللوکميکالهاي اين دو گونه شبدر دارد. کليدواژگان: آللوپاتي ، شبدر ايراني ، شبدر برسيم ، رشد گياهچه
| | |
 | بررسي ويژگي هاي فيتوپلاسماي همراه با بيماري جاروك چغندرقند در ايران محمد صالحي ، كرامت اله ايزدپناه ص 121
چکيده | | در بررسي هاي سال هاي 1379 و 1380 بيماري جاروک چغندرقند در منطقه چاهگير ابرکوه (استان يزد) مشاهده گرديد. برخي از مزارع تا 15 درصد آلودگي نشان مي دادند. اولين علائم بيماري کوتولگي و سوختگي برگهاي قديمي بود. علائم بعدي بيماري عبارت بودند از رشد تعداد زيادي برگ کوچک، باريک و زرد رنگ از محل جوانه هاي طوقه و در نتيجه جاروئي شدن طوقه، کاهش اندازه ريشه، قهوه اي شدن بافت آبکشي در ريشه، پژمردگي و مرگ بوته ها قبل از برداشت. علائمي مشابه با علائم اين بيماري در مزارع چغندرقند فارس نيز مشاهده گرديد. عامل جاروک چغندرقند در ابرکوه بوسيله سس(Cuscuta campestris Yunck.) از چغندرقند به چغندرقند، پروانش و بادنجان و از پروانش به چغندرقند و با روش پيوند از بادنجان به بادنجان، بادنجان زينتي و گوجه فرنگي و از پروانش به پروانش منتقل گرديد. در پروانش، بادنجان، بادنجان زينتي، و گوجه فرنگي که از طريق سس يا پيوند مايه زني شده بودند علائم ريزبرگي، کاهش فاصله ميان گره ها، تغييرات گل شامل گل سبزي، برگ ساني اندام هاي گل، جاروک گل و سرشاخه ها، کوتولگي، پژمردگي و مرگ گياه مشاهده گرديد. از 10 بوته علائم دار و دو بوته سالم چغندرقند با روش غني سازي فيتوپلاسمائي دي.ان.اي کل استخراج و دي.ان.اي هر نمونه از نظر آلودگي فيتوپلاسمائي با روش واکنش زنجيره اي پليمراز (PCR) و با استفاده از جفت آغازگرهاي P1/P7 و Rl6F2/Rl6R2 که به ترتيب قطعاتي از دي.ان.اي ريبوزومي (rDNA) با اندازه تقريبي 1800 و 1200 جفت باز را تکثير مي کنند آزمايش شد. در کليه نمونه هاي علائم دار چغندرقند قطعات مورد نظر تکثير شد ولي تحت همين شرايط در نمونه هاي سالم چنين قطعاتي تکثير نگرديد. محصول PCR با آغازگر P1/P7 با استفاده از InsT/AcloneTM PCR Product Cloning Kit در پلاسميد pTZ57R/T و در سويه Escherichia coli DH5a همسانه سازي شد. با استفاده از آغازگر M13 حدود 600 جفت باز از دو طرف قطعه همسانه سازي شده تعيين ترادف گرديد. از آغازگرهاي P7 و P3 براي انتخاب ترادف ناحيه جدا کننده (spacer region، SR) ميان ژنهاي ريبوزومي 16S و 23S استفاده گرديد. جستجو با برنامه Blast با ترادف SR نشان داد که عامل جاروک چغندرقند در بين فيتوپلاسماها با اعضا گروه جاروک بادام زميني peanut witches'' broom، (16SrII) بيشترين نزديکي را دارد. با استفاده از گزينه MegAlign در نرم افزار DNASTAR ترادف SR در فيتوپلاسماي عامل جاروک چغندرقند با ترادف هاي مشابه در 35 فيتوپلاسماي ديگر به عنوان اعضا 15 گروه فيتوپلاسمائي مقايسه و دندروگرام تبارزايي مربوطه و درصد شباهتها مشخص گرديد. با استفاده از گزينه MapDraw در نرم افزار ياد شده و با انتخاب 15 آنزيم برشي، ناحيه SR در فيتوپلاسماهاي عامل جاروک چغندرقند با نواحي مشابه در اعضا منتخب گروه 16SrII از نظر جايگاههاي برشي مقايسه شد. نتايج حاصل از آناليزهاي SR نشان داد که فيتوپلاسماي عامل جاروک چغندرقند در ايران رابطه نزديکي با اعضا گروه 16SrII دارد و با فيتوپلاسماهاي عامل بيماري کم شکري چغندرقند در فرانسه (متعلق به گروه 16SXII) و يک بيماري فيتوپلاسمائي ديگر در مجارستان (متعلق به گروه 16SrI) رابطه بسيار دوري دارد. بر اساس علائم بيماري، انتقال با پيوند و سس و واکنش مثبت در آزمايش PCR و آناليز ترادف ناحيه SR، عامل جاروک چغندرقند در ايران يک فيتوپلاسما از گروه جاروک بادام زميني مي باشد و با فيتوپلاسماهاي همراه با دو بيماري فيتوپلاسمايي در اروپا متفاوت است. اين اولين گزارش از وجود يک فيتوپلاسما از گروه 16SrII در چغندرقند مي باشد. به دليل ماهيت فيتوپلاسمايي و در نتيجه پتانسيل انتقال با ناقل (ناقلين) هوايي و همچنين قدرت کشندگي بوته هاي آلوده، بيماري جاروک چغندرقند يک بيماري بالقوه خطرناک است.
کليدواژگان: چغندر قند ، فيتوپلاسما ، جاروك ، ناحيه ميان ژني ، ايران
| | |
 | استفاده از روش هاي تشخيص سريع سرولوژيكي و مولكولي در تفكيك ويروس هاي عامل كوتولگي زرد جو مينا راستگو ، بهنام خطابي ، كرامت اله ايزدپناه ص 125
چکيده | | تشخيص سريع و دقيق ويروسهاي کوتولگي زرد جو (BYDVs) و کوتولگي زرد غلات (CYDV) به منظور مديريت بيماري حائز اهميت مي باشد. در اين تحقيق روش هاي سرولوژيکي و مولکولي براي تشخيص سريع اين گروه از ويروسها مورد بررسي قرار گرفتند. در بين روشهاي سرولوژيکي Cocktail-ELISA، Indirect-ELISA، DAS-ELISA و TPIA که در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفتند، روش TPIA بدليل صرفه جويي در امکانات، قابليت استفاده در سطح مزرعه به طور وسيع و روش Cocktail-ELISA بدليل صرفه جويي در وقت کارائي بالايي داشتند و به خوبي قادر به تفکيک و تمايز سروتيپ ها بودند. در تشخيص مولکولي از آغازگرهاي عمومي تيره لوتئوويريده استفاده شد که با آموده خالص PAV و RPV به ترتيب قطعاتي به اندازه 1200 و 400 جفت باز تکثير کردند. بعلاوه سروتيپ هاي PAV و RPV به صورت کاملا اختصاصي با آغازگرهاي اختصاصي خود واکنش نشان دادند و به ترتيب قطعاتي به اندازه 700 و 800 جفت باز از آنها تکثير شد. تحت شرايط اين آزمايش ها، روش معمول RT-PCR براي تشخيص اين سروتيپ ها در عصاره خام گياه کارايي نداشت اما در صورت به دام اندازي اين ويروسها با پادتن اختصاصي (IC-RT-PCR) قطعه هاي مورد انتظار تکثير يافتند .
کليدواژگان: CYDV-RPV , BYDV-PAV ، روشهاي تشخيص سريع سرولوژيكي و مولكولي ، Cocktail-ELISA , IC-RT-PCR , RT-PCR
| | |
 | گزارش هاي كوتاه ص 141 | | |
تعداد صفحات: 212 صفحه تاريخ انتشار: 30/7/84 تلفن: 22174060 (021)
تاريخ درج در سايت: 8/8/84
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 3962
|
|
|
|
|